چگونه به احساسی تجهیز کودکان خود را برای مدرسه

هر کس گفت که چوب و سنگ ممکن است شکستن استخوان های شما را اما کلمات را هرگز به شما صدمه دیده یا هرگز آموخته است در سیستم مدارس دولتی و یا هرگز در مدرسه. من نمی توانم به یاد داشته باشید همه چیز معلمان من به من آموخت در مدرسه, اما من می توانم به یاد داشته باشید هر زمان ميانگين کودک طعنه و یا با کف دست من. همه پدر و مادر می خواهید برای جلوگیری از که برای بچه های خود را. همه ما خاطرات است که ما می خواهم به یاد بگیرند که چگونه به کمک به کودک خود را برای موفقیت در مدرسه.

داشتن یک مربی قبل از اولین فرزند من تولد من تا به حال یک صندلی ردیف جلو به چه احساسی ویرانگر مدرسه می تواند برای برخی از بچه ها. هنگامی که پسر من در کلاس پنجم من به او آموخت یک ابزار است که او را آماده برای اجتناب ناپذیر روحی از مدرسه مانند فشار همسالان, رد, ترس, زن سروری تحریک کردن و اذیت کردن. شما می توانید آموزش بچه های خود را این ابزار بیش از حد.

من آن را به نام “مارتین مانتراها.” آنها سخنان و یا تصدیق من می خواستم پسرم را به یاد داشته باشید برای استفاده از قدرت را به ایستادگی کردن برای دیگران و برای خود—مرتب کردن بر اساس مانند یک “شکستن و استفاده در مواقع اضطراری” ابزار زندگی برای مدرسه.

من از تجربه شخصی می دانند که در حال رشد در کمتر از خانه ایده آل می تواند بسیار آسیب زا اگر شما لازم نیست که قوی مدل نقش در زندگی خود را و شما در نظر گرفته نشده “عادی” توسط کودکان دیگر استانداردهای.

اگر شما به اندازه کافی تیره بخت می شود بیش از حد کوچک و بیش از حد, بیش از حد لاغر, بیش از حد چربی مناسب, هم, کشور, بیش از حد هوشمند بیش از حد گنگ بیش از حد مذهبی خیلی زشت بیش از حد تاریک بیش از حد رنگ پریده بیش از حد توسعه یافته بیش از حد دست و پا چلفتی هم فقیر و هم غنی و یا خود را به نام صدا بیش از حد خنده دار, شما می توانید خودتان را به طور مداوم تحت حمله توسط بچه های دیگر. بنابراین من می دانستم که من تا به حال برای تدریس به پسرم و بعد دختر من, چگونه می توان قوی تر از هر واژه دیگر استفاده می تواند در برابر آنها (حتی معلمان).

برای آماده سازی فرزندان برای اجتناب ناپذیر و اذیت متلک و نگرانی و شک به خود آنها خواهد تجربه در مدرسه, من مجهز شده و آنها را با زیر مانتراها برای کمک به تقویت شخصیت خود را. من شما را تشویق به ایجاد و درست قرض گرفتن و یا حتی تغییر هر یک از آنها را با میانه معلم مدرسه ابتدایی. در اینجا ما هستند.

“اگر من انجام بهترین من خدا بقیه رسیدگی خواهد شد.” – به اجازه دهید آنها را می دانیم که صرف نظر از نتیجه موفقیت بیشتر برای انجام با تلاش و نگرش نسبت به عملکرد خود و نتایج.

“حتی اگر من ري و کنترل آن را تمام.” – به اجازه دهید آنها را می دانیم که شکست نهایی است و حتی ضرر و زیان خود را حمل درس اگر آنها مایل به از خدا می خواهم به آنها را نشان می دهد.

“اگر من دروغ خدا همیشه انکار کند.” – به آنها یاد می دهد که چیزهای خوب به کسانی که حقیقت را بگویید نه دروغ.

“مهم نیست که چه مردم می گویند خدا من را دوست دارد به هر حال.” – به آنها یادآوری می کنم که این نظرات که بیشتر متعلق به افرادی که آنها را دوست دارم بیشتر.

“هر زمان که خدا به من می گوید که چگونه من باید اطاعت کن.” همیشه به انجام کار درست در راه حق در زمان مناسب, حتی اگر آن را منفور.

عمدی در مورد آموزش بچه های خود را چگونه به اثبات خود را حتی زمانی که همسالان خود نمی خواهد.

دوباره, شما لازم نیست که به استفاده از این و یا حتی با توافق همه آنها را. اما عمدی در مورد آموزش بچه های خود را چگونه به اثبات خود را حتی زمانی که همسالان خود نمی خواهد.

به عنوان فرزندان من بزرگتر شدم فکر می کردند این مانتراها شد نوع قشنگ. اما آنها هرگز آنها را فراموش کرده. آنها می خوانند و آنها را کلمه به کلمه و حتی امروز. به عنوان قشنگ به عنوان این ابزار این است که پسرم در حال فارغ التحصیل شدن از کالج و دختر من است و فارغ التحصیلی از دبیرستان در این سال است. مارتین مانتراها انجام ماموریت خود را کمک به بچه های من زنده ماندن وسط سال مدرسه و ماندن درام و عاطفی سالم است.

صدا کردن: حال شما چطور است آموزش بچه های خود را به تصدیق خود را ؟

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>